دِلی

آوریل 21, 2016

در روشناییِ LED های خاموش!

دلم که تنگ می‌شود سرم را می‌چسبانم به شیشه پنجره و فکر می‌کنم به چیزهایی که به آنها گفته‌ام: بد اما همان‌ها بودند که نوع فکرم را تغییر دادند. شاید همین […]
آوریل 13, 2016

ساعت، فقط منتظر مرگِ امروز است

با خود میگویم بهتر است چند دقیقه ای از خانه بیرون بزنم و اطراف را نگاهی کنم. نمی دانم این همه آدم به کدام سمت میروند؟ خیابان، آدمها را دزدیده […]
آوریل 9, 2016

آغاز، سخت ترین مرحله است…

از اینجا نوشتن را آغاز میکنم. شروع در نوشتن معمولا سخت است، اما باور کنید جذابیت لمس کیبورد کار را بدجوری راحت میکند. صدای تق تق کلیدها و تبدیل شدن انرژی […]