آیا با نگریستن در آینه میتوان به حقیقت وجود خود پی برد؟
از آغاز تا امروز، انسان همواره کوشیده است خود را بشناسد، اما این تلاش اغلب به پاسخهایی انجامیده که یا به پوچی ختم شدهاند، یا تنها برای آرام کردن ذهن، ساخته و پرداخته شدهاند—پاسخهایی که بیش از آنکه چراغی برای فهم باشند، سپری برای گریختن از آناند.
پرسش «ما واقعاً چه هستیم؟» یا پاسخی ندارد، یا اگر دارد، پاسخی است که تنها برای آن است که دیگر به آن نیندیشیم. آنچه ما از خود میفهمیم، بیتردید فهمی جانبدارانه و محدود است؛ چرا که درکی که از درون برخاسته، همواره در اسارت همان درون است.
نمیخواهم نگاهی تلخ عرضه کنم، اما در عین حال، خوشبینی صرف نیز چیزی جز سکون و بیتفاوتی به همراه ندارد. پس باید گفت—و شاید تلخ باشد—که انسان، در هر زمان و هر شکل، هر آنچه کرده برای خود کرده است.
حتی اگر عملی برای دیگری بوده، در عمق خود بازتابی از احساس درونی او بوده—حس دلسوزی، گناه، رضایت یا حتی میل به دیده شدن. در نهایت، آنچه از دل آدمی برمیخیزد، چیزی جز خود نیست؛ و شاید این خودخواهی، جوهرهی حیات همهی موجودات زنده باشد.
ترانه Demons (اهریمن) از Imagine Dragons اشارات جالبی به مفاهیم متن دارد و شنیدنش خالی از لطف نیست. (از طریق لینک زیر آن را دانلود کنید)




1 دیدگاه
بسیار جالب